تحلیل جذابیت و تناسب کسبوکار معمولاً برای ارزیابی فرصتها و تصمیمگیری استراتژیک بهکار میرود. به طور خلاصه:
- جذابیت کسب وکار (Business Attractiveness)
میزان ارزش و پتانسیل بازار برای ورود یا سرمایهگذاری را نشان میدهد و معمولاً با معیارهایی مثل:
-
- اندازه و رشد بازار (بزرگ بودن و روند صعودی تقاضا)
- سودآوری بالقوه (حاشیه سود بالا، بازگشت سرمایه سریع)
- شدت رقابت (هرچه کمتر، جذابتر)
- موانع ورود و خروج (بالا بودن موانع ورود به نفع کسبوکارهای موجود است)
- روندها و فرصتهای آینده (فناوری، تغییرات اجتماعی، قوانین)
- تناسب کسب وکار (Business Fit)
میزان هماهنگی فرصت یا فعالیت جدید با تواناییها و منابع سازمان:
-
- همافزایی با کسبوکار فعلی (اشتراک مشتری، فناوری یا کانال توزیع)
- منابع و قابلیتهای داخلی (سرمایه، دانش، برند، تیم متخصص)
- فرهنگ و ارزشهای سازمانی (تناسب استراتژی با فرهنگ شرکت)
- توانایی اجرای استراتژی (زیرساخت، تجربه مدیریتی، شبکه ارتباطی)
کاربردهای تحلیل جذابیت و تناسب کسبوکار در مدیریت و تصمیمگیری استراتژیک بسیار مهم است. به طور خلاصه:
- انتخاب فرصتهای سرمایهگذاری یا ورود به بازار جدید
- کمک میکند بفهمیم کدام بازار یا صنعت پتانسیل بالاتری دارد.
- نشان میدهد آیا منابع و تواناییهای سازمان برای موفقیت در آن بازار کافی است یا نه.
- تخصیص منابع
- سازمانها منابع محدودی دارند (سرمایه، نیروی انسانی، زمان).
- این تحلیل کمک میکند سرمایهگذاری روی حوزههایی انجام شود که هم جذابیت بازار و هم تناسب داخلی بیشتری دارند.
- تصمیمگیری در تنوعبخشی یا توسعه سبد محصولات
- در انتخاب ایدههای جدید برای محصولات/خدمات.
- شناسایی صنایعی که هم سودآورند و هم با کسبوکار فعلی همافزایی دارند.
- تعیین اولویتهای استراتژیک
- تعیین میکند کدام واحد یا فعالیت باید توسعه یابد، حفظ شود یا حتی از آن خارج شد.
- ابزار مکمل برای تحلیلهایی مثل BCG Matrix یا Porter’s Five Forces است.
- کاهش ریسک تصمیمگیری
- ترکیب بررسی عوامل بیرونی (جذابیت) و درونی (تناسب) باعث میشود تصمیمها واقعبینانهتر و با ریسک کمتر گرفته شوند.
در فایل پیوست دو نمونه تحلیل جذابیت و فرصت در دو قالب جداگانه طراحی و ارائه گردیده است.